کردار بیار و گرد گفتار مگرد چون کرده شود٬ کار بگوید که ٬که کرد
|
روزی بودا در جمع پیروان خود نشسته و به آنان تعلیم میداد ، آن روز بطور اتفاقی و درست در اواخر جلسه ، متوجه مردی شد که بنا به دلایلی بشدت عصبانی در میان آن جمع نشسته و بنای فحش و ناسزا را گذاشته و سخنان او را منقطع میکند
بنابراین بودا کاملا سکوت کرده و با حوصله زیادی به سخنان آن مرد خشمگین گوش سپرد و اجازه داد که آن تمامی خشم درونش را خالی کند ، پس از مدتی تقریبا آن مرد ساکت شد . لذا بودا سخنان پایانی خود را با یک سوال ادامه داد :
- برای فردی هدیه ای میدهید و اما آن فرد ، هدیه شما را نمیپذیرد ، به نظر شما هدیه از آن چه کسی خواهد شد ؟
گروه یک صدا پاسخ دادند که متعلق به هدیه دهنده است
مرد عصبانی نیز با صدای بلند گفت : " اینو هر احمقی هم میدونه "
بودا پاسخ داد : " کاملا درسته ، حال اگر کسی بخواد تمامی ناراحتی و خشم خود را سر ما خالی کنه ، ما مختاریم که آن خشم و ناسزا را رد کرده و یا آنرا پذیرفته و متعلق به خودمان نمائیم . بنابراین با مسئولیت شخصی خودمان میتوانیم تعیین کنیم که رفتارها ی بد دیگران به کدامین طرف تعلق دارد ! "
دو راهب در کنار جوی آبی قدم میزدند . ناگهان یکی از آنها مشاهده کرد که جریان آب ، عقربی رو با خودش میبره ، لذا بلافاصله عقرب رو با دستانش گرفت و کنار جوی آب گذاشت ، اما در همین اثنا عقرب دست راهب را نیش زد . او با ناله کوتاهی به سمت رودخونه رفت و جای زخم روی دستش رو شست . اما تا برگشت ، متوجه شد بازهمان عقرب داخل جوی آب افتاده ، دوباره اون حشره رو نجات داد و بازهم با نیش زهردار نصیبش شد
راهب دوم با شماتت گفت : " چرا بهش دست میزنی ، مگه نمیدونی که طبیعت عقرب نیش زدنه "
جواب داد : " آره میدونم ، اما اگه طبیعت اون نیش زدنه ، طبیعت من هم نجات دادنه "
ور نپنداری که اجل هر لحظه اجل دنبال توست
آنچه خوردی مال مور است
آنچه بردی مال گور است
آنچه داری مال وارث
آنچه کردی مال توست